دریافتی: گزین گویه های فلسفی

هنر ایده الیست ها ایجاد شک در دانسته ها و ایجاد یقین به نادانسته هاست

*

هنر دیگرشان : مشق های خط خورده ی دوران کودکی بشریت را بازسازی می کنند وبه عنوان نوترین و به روزترین نوشتار به همکلاسی های تنبل خود قالب می کنند .

اموزگار : این نوشته که چند بار خط خورده است .

ایده الیست : قربان ، به چشمان تان اعتماد نکنید و به حواس تان . به شما دروغ می گویند . قبول ندارید یک مداد سالم و مستقیم را در لیوان اب قرار دهید …….

به این ترتیب ایده الیست « ثابت کرد » حق با قلم فریب کار و حواس فریب خور است!

*

از نظر ایده الیست ها « هیچ » مشخصات دارد : مشخصاتی که با هیچ علمی قابل شناسایی و اثبات نیست جز علم هیچ شناسی !

( علم هیچ شناسی یکی از مهم ترین و پایه ای ترین علوم در اکادمی های نظام های بهره کش است ) .

*

ایده الیست ها هنگام مناظره با ماتریالیست ها ایده الیست اند و هنگام دریافت حقوق از

بورژوازی ماتریالیست .

*

ایده الیست ها در هر چیز شک کنند در اسکناس هایی که از سرمایه داران می گیرند شک نمی کنند . ان ها ان قدر بر درستی حواس شان اعتماد دارند که اسکناس واقعی را از اسکناس جعلی تمیز می دهند .

شناخت شناسی تجربی : سرمایه داری به ناشناخت گرایی اسکناس تقلبی داد . ناشناخت گرا نگاهی به سرمایه دار انداخت و گفت : این جوری پولدار شده ای ؟

ماتریالیست : ای کلک ها ، هر دوتان این جوری پولدار شده اید !

*

ایده الیست ها هیچ گاه چیزی را اثبات نمی کنند ، بلکه همیشه چیزهای اثبات شده را نفی ( انکار ) می کنند .

*

حتا جانوران شناخت دقیقی از طبیعت پیرامون خود دارند : می دانند چه باید بخورند و چه نباید بخورند ، و هم جنسان خود را از غیر هم جنسان شان تشخیص می دهند       ( حواس شان فریب شان نمی دهد ) .

مخاطب انگلس جانوران نبود وقتی گفت : اثبات شیرینی در خوردن ان است ، موجودات ناشناخت گرایی بود به نام « انسان » !

تعیین کنید جانوران فیلسوف تراند یا ناشناخت گرایان .

*

جانور اولی : در همه چیز شک کن

جانور دومی : در هر چه شک کنم در یک چیز شک نمی کنم : که نسبت به ان چه شناخت پیدا کرده ام شک نکنم .

*

هزاران سال است متفکران ایده الیست به زحمت کشان می گویند با حلوا حلوا کردن دهنتان را شیرین کنید ، تا خودشان با حلوای واقعی اربابان دهن شان را شیرین کنند .

*

تورات می گوید : اول نه مرغ بود نه تخم مرغ : اول خروس بود !

فمینیست : این را خروس ها از خودشان ساختند و به تورات نسبت دادند !

*

خدا هنوز دو دل بود که ادمی را بیافریند یا نه . ادمی پیشدستی کرد و خود را افرید تا خدا را در برابر عمل انجام شده قرار دهد ! گناه اول در واقع این پیشدستی در افرینش بود !

مارکس : هگل عزیز ! هنگام گناه اول تو کجا بودی ، که این همه وارونه گویی نکنی!

*

اگر « پیغام فرست » عصز حجر فکس یا موبایل می داشت یا به اینترنت دسترسی داشت نیازی به « پیغام بیار و پیغام ببر » نداشت ! مستقیما پیغام های اش را برای گیرنده ای میل می کرد یا رونوشت برابر اصل می فرستاد .

تکنولوژی پیشرفته که نباشد جان فرستنده و گیرنده ی پیغام در عذاب است .

پیغام فرست و پیغام بیار عجول چنته ی خالی از دانش خود را رو می کنند .

سنگواره های به جا مانده از عصر سنگ حکایت از ان دارند که ناعاقلی سنگی در مخ سنگواره ها انداخته که عقل صدها اندیشه مند از در اوردن اش عاجز است .

 



Advertisements

About Ava

وبلاگنویس
This entry was posted in Uncategorized. Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s